دكتر
ماهاتير محمد نگاهي گذرا به دورههاي گذشته ملتهاي مسلمان و پيشرفتهاي
آنان در اين دوران افكنده و معتقد است كه بهدليل گرايش مسلمانان به
شيوههاي نادرست قبل از اسلام روند اسلاميشدن دنيا به يكباره متوقف شد.
مسلمانان سرگرم جنگ و نزاع با يكديگر شدند و از كسب دانش غفلت نمودند، تا
اينكه عصر صنعتيشدن كوچكترين دستاوردي براي آنها در پي نداشت. او گوشزد ميكند كه ما
مسلمانان براي پيوستن به همسرايي حمايت از جهاني شدن تحتفشار هستيم، اما
آيا ميدانيم كه در حال پذيرش چه چيزي هستيم؟ قطعا همه چيز را نميدانيم.
آيا اسلام و مسلمانان قادر خواهند بود جلوي رخداد جهانيشدن را بگيرند؟
ما در آغاز عصر اطلاعات و جهانيشدن هستيم، زمان طولاني را از اين دو
پشت سر نگذاشتهايم. ما اگر بخواهيم ميتوانيم آن را بهدست آوريم. اما
اگر تعلل كنيم، دوباره بسيار عقب خواهيم افتاد. بايد ما مسلمانان يكپارچه
و متحدشده و از خطر بزرگي كه در دنياي بدون مرز با آن مواجه خواهيم شد
نهراسيم و شكافهاي بين خود و ميان كشورهاي اسلامي را كم كنيم. گروهي از
ما بايد به تحصيل علوم و مهارتهاي ضروري عصر اطلاعات بپردازيم،
بهگونهاي كه به سطح پيشرفتهاي دشمنان و مخالفانمان در اين زمينه دست
يابيم. يقينا مطالعه سخنان قابل تامل ماهاتير، پرسشهاي زيادي (و
راهحلهاي مناسب) را در ذهن خواننده گرامي ايجاد ميكند. اگر عجله نكنيم،
جهانيشدن، كشورها و اجتماعات مطلوب خود را شكل خواهد داد و آن وقت ما
مسلمانان هيچ سهمي از آن نخواهيم داشت. متن سخنراني دكتر ماهاتير محمد در
مراسم گشايش بيست و هفتمين اجلاس وزراي امور خارجه كشورهاي عضو سازمان
كنفرانس اسلامي در پي ميآيد: موضوع اين كنفرانس <اسلام و
جهانيشدن> است كه نحوه رويارويي كشورهاي اسلامي، اعضاي سازمان
كنفرانس اسلامي و بهطور كلي جامعه مسلمانان را با چالشهاي جهانيشدن در
هزاره جديد بيان ميكند. امروز اقتصاد جهانيشده به
جاي ثروتمندكردن كشورهاي در حال توسعه ما را به ورشكستگي كشانده، محتاج و
بيپناه و نيازمند ساخته و تحت نفوذ و هدايت قدرتهاي خارجي قرار داده كه
اين امري غيراسلامي است. قبل از بحث در خصوص
جهانيشدن بايد به اين نكته اشاره كنم كه براي مواجهه مطلوب با چالشهاي
پيشرو در آينده ابتدا بايد به بررسي وضعيت گذشته و حال بپردازيم. اطمينان
دارم كه اگر اين اقدامات براي مطالعه گذشته و سنجش شرايط حاضر صورت پذيرد،
قادر خواهيم بود در آينده از اشتباهات گذشته و حال دوري جوييم و با
توانمندي بيشتري با آينده روبهرو شويم. تاريخ گواهي ميدهد اشتباهاتي كه
در طول اعصار گذشته مرتكب شدهايم تا حدود زيادي به يكديگر شباهت دارند و
همه ما بهطور مرتب هزينههاي اينگونه اشتباهات را ميپردازيم. گويي ما
هرگز به دنبال آموختن و درسگرفتن از اشتباهات خود نيستيم. در همين ارتباط به مساله
افراطگرايي قومي ميپردازم. هنگامي كه دين اسلام در بين جوامع عرب ظهور
يافت، اعراب كه مردماني با تعصبهاي قومي بودند را متحد ساخت و به جنگهاي
قبيلهاي طولاني آنها پايان داد. ديري نپاييد كه اعراب به قدرتمندترين
مردم مبدل شدند و توانستند پيام اسلام را از چين در شرق تا اسپانيا در
غرب و از سرزمينهاي يخزده آسياي مركزي تا استپهاي منتهي به آسياي
استوايي و آفريقا برسانند. در اين رهگذر بود كه امپراتوري بزرگ اسلامي
بنا شد. مسلمانان با الهام از
آموزههاي اسلامي درباره دانشاندوزي، بر علوم، رياضيات و هنرهاي تمدني
قديم تسلط يافتند و آنها را توسعه دادند تا جايي كه تمدن اسلامي گسترش
يافت و به قويترين، پيشرفتهترين و موثرترين تمدن تبديل گرديد. در
كشورهاي اسلامي صنايعي تاسيس شد كه بهترين كالاها را توليد مينمود.
مسلمانان كشتيهايي ميساختند كه تا اقصي نقاط دنيا راه ميپيمود. با
استفاده از اين امكانات مسلمانان به امر دعوت مردم به دين اسلام
ميپرداختند. مسلمانان با انجام تحقيقات در
طب از سايرين پيشي گرفتند و بنيان طب نوين را بنا نهادند. شهرهاي بزرگي كه
مجهز به كتابخانهها و دانشگاههاي عظيم بودند ساخته شدند. رزمـجويـان
آموزشديده و مجهز به زره، ارتشهاي مسلح اروپا را شكست دادند و از قدرت
جهاني اسلام حفاظت نمودند. به همين دليل مسلمانان در هر مكاني مورد تكريم
و احترام بودند. تداوم تمدن اسلامي در قرون مختلف تمدن اسلامي براي قرنهاي
متمادي تداوم يافت و همواره از آن بهعنوان بزرگترين تمدن در تاريخ بشر
ياد ميشد. چنين بهنظر ميرسيد كه اين تمدن بزرگ براي هميشه جاودان خواهد
ماند و اسلام بهعنوان دين جهاني بر سرتاسر دنيا مسلط خواهد شد. گروههاي
كثيري از مسيحيان كاتوليك اسپانيا و بوداييان چيني به اسلام گرويدند و
گويي خيل عظيمي نيز در آستانه پيوستن به دين اسلام بودند. اما روند اسلاميشدن دنيا به
دليل بازگشت مسلمانان به شيوههاي نادرست قبل از اسلام به يكباره متوقف
شد. مسلمانان شروع به جنگ و ستيز با يكديگر نمودند و با تاسيس پادشاهيهاي
كوچك در درون جامعه اسلامي، وفاداري خود نسبت به اسلام را فداي وفاداري
به دولتها و حكام محلي كردند. آنها سرگرم تفسيرها و تاويلهاي مختلف از
قوانين اسلامي شده و نبرد ديرين خود را براساس اتهام به يكديگر آغاز
نمودند. هر كدام از آنها تلاش ميكرد كه ديگري را در وجود التهاب و
اشتياق ديني كمرنگ جلوه داده و به شكست بكشاند. مسلمانان همچنان كه بهطور
همهجانبه به دين اسلام متوسل ميشدند از كسب دانش و علم سرباز ميزدند.
آنها از تحولاتي كه در اروپا اتفاق ميافتاد غافل ماندند و تغييراتي را
كه حاصل پيشرفت دانش اروپاييان، كه خود برگرفته از دانش مسلمانان بود و
در نهايت منجر به <انقلاب صنعتي> شد، ناديده گرفتند. تا اينكه عصر صنعتيشدن كوچكترين دستاوردي براي مسلمانان در پي نداشت! و در حقيقت مسلمانان
صنعتيشدن را بهعنوان يك مخلوق شيطاني مورد انزجار قرار دادند. صنايع
مسلمانان دچار پسامدگي روزافزون گشت و صنايعدستي آنها از رويارويي با
صنايع اروپايي باز ماند. بدبختي بزرگتر اينكه مسلمانان نياز روزافزوني به
استفاده از محصولات صنايع غربي يافتند تا جايي كه نيازمند سلاحهاي
مدرني بودند كه طراحي آن را غرب برعهده داشت. قرآن كريم مسلمانان را به
هوشياري و آمادگي در برابر تهديدات دشمنان و كفار سفارش ميكند. مسلمانان
با بحثهاي بيپايان و طولاني درباره قوانين اسلامي، از امر دفاع بهطور
كامل غافل ماندند. از طرفي هيچ ملتي قادر به دفاع از خود نخواهد بود، در
حالي كه سلاح او ساخته دست دشمنانش باشد. به اين دلايل ارتشهاي اسلامي
به سرعت تضعيف شدند و سرزمينهاي اسلامي يكي پس از ديگري به تصرف كفار
درآمد. درسهايي كه بايد از تاريخ
مردم مسلمان و امپراتوري اسلامي آموخته شوند، بسيارند. به حقيقت اولين
درس، اهتمام به امر برادري اسلامي است كه مورد سفارش اسلام بوده و بدون
آن موفقيت و بقا امكانپذير نيست. بهراستي ما مسلمانان بيش از هر چيز
نيازمند مطالعه و دانشپژوهي هستيم و اين اولين كلامي است كه به حضرت
رسول(ص) ابلاغ شد. در آن زمان به غير تمام آنچه براي مطالعه وجود داشت -
از حضرت رسول(ص) بود - نوشتههاي طلاب (دانشپژوهان) قبل از اسلام،
همانطور كه ميدانيم دانشپژوهان مسلمان در آن زمان نوشتههاي يونانيان و
ساير دانشپژوهان عصر قديم را مطالعه ميكردند، ولي از آنجا كه از دستورات
اسلام پيروي مينمودند از دانش و مهارت خود در هدايت جنگ و صلح بهره
ميگرفتند و در انتشار آموزهها و تعاليم اسلام و گسترش قلمروي آن موفق
بودند. پرواضح است كه در تلاش
براي كسب دانش از دنيا عقب افتادهايم. بهغير از علوم اسلامي ساير
شاخههاي دانش توسط بسياري از مسلمانان بهعنوان عوامل سكولار محكوم
ميشود و ما همواره ترغيب ميشويم كه آن را رد كنيم. عدهاي از مسلمانان
به منظور تحصيل دانش مجبور به مهاجرت ميشوند، كه اين امر موجب ميشود تا
ديگران از استعدادها و تواناييهاي مردم ما بهرهمند شده و پيشرفت كنند.
به همين دليل قادر به توسعه كشورهاي خود نيستيم. ما توانايي صنعتي شدن را
نداريم. حتي نميتوانيم با كشورهاي تازه توسعهيافته رقابت كنيم و حتي در
استخراج منابع طبيعيمان وابسته به ديگرانيم. كشورهاي غيرمسلمان ايده دنياي
بدون مرز، يعني يك <ملت جهاني> را معرفي كردهاند. ماشين تبليغاتي
آنان تضمين نموده كه اين ايده در سطح جهان پذيرفته شود و اگر مسلمانان آن
را نپذيرند، ملتي متمرد، عقبمانده و ارتجاعي قلمداد ميشوند. بنابراين،
ما مسلمانان براي پيوستن به همسرايي حمايت از جهانيشدن تحت فشار قرار
گرفتهايم. آيا ما ميدانيم كه در حال پذيرش چه هستيم؟ ممكن است برخي چيزها را بدانيم، ولي قطعا همه چيز را نميدانيم. در كمال فروتني، بايد ادعا
كنم كه كشور مالزي اندكي بيش از ساير كشورهاي اسلامي ميداند. دانستهها
و تجاربمان، ما را درباره وعدههايي كه حاميان جهانيشدن دادهاند بسيار
محتاط ساخته است. ما ملت مالزي با مديريت
كارا در زمان حاضر توانستهايم خود را نجات دهيم. اما اين امر مردم ما را
بيشتر مغرور ساخته و در حقيقت اين ملت كمتر قدردان اقبال مثبتي است كه
نصيب آن شده است. بنابراين از يكديگر فاصله گرفتهايم و همواره بيش از اين
ضعيف خواهيم شد. اينجاست كه داستان قديمي عدماتحاد مسلمانان و نگراني در
خصوص اختلافها و تفاوتهاي اندك درباره عمل به اسلام استمرار يافته و
موجب ميشود كه تلاشهاي ما در دستيابي به <حسنه> در دنياي كنوني
عقيم بماند. بزرگترين و
تاملبرانگيزترين تغيير حاصل از فناوري اطلاعات، <اينترنت> است كه
به ناگاه راههاي جديدي را براي انجام هر چيزي امكانپذير ميكند. گسترش
دانش و علم غيرقابل توقف است، اما درحالحاضر اطلاعات تنها منحصر به دانش
نيست. برخي اطلاعات موجود در اينترنت مربوط به بيبندوباريها و دروغهايي
است كه توسط افرادي كه خواهان تضعيف روند توسعه جامعه انساني و امت
اسلامي هستند، گسترش مييابد. ممكن است از دانستن اين نكته
متعجب شويد كه 50 درصد از مبادلات بازرگاني در اينترنت به پورنوگرافي
(هرزهنگاري) اختصاص دارد. درحاليكه ما مسلمانان بدنهايمان را به نشانه
تبعيت مخلصانه از دين اسلام كاملا ميپوشانيم، در عين حال برخي در
پيآنيم كه عكسهاي هرزه و حتي فيلمهايي را از اينترنت دريافت كنيم.
اخلاقيات ما، فرزندان ما، بچههاي ما و نسلهاي آينده درحال واژگوني
هستند، بهگونهاي كه محتواي اسلام بيمعني خواهد شد و ما به قدر كافي از
اين فناوري و روشهاي مبارزه با آن آگاهي نداريم. جهانيشدن وعصر اطلاعات اينگونه بهنظر ميرسد كه
در دنياي جهاني شده عصر اطلاعات، وضعيت ما از آنچه در عصر صنعتي
بودهايم، نيز بدتر خواهد شد. همچنين بهنظر ميرسد كه بهترين گزينه در
آينده براي ما اين است كه به دنيا پشت كرده و در انتظار كسب پـادشـاهيهـا
و فرمانرواييهاي گذشته خود بنشينيم! اما من مطمئن نيستم كه ما
بتوانيم اين پادشاهي را بهدست بياوريم. همچنين مطمئن نيستم كه ما از آخرت
نيز بتوانيم بهره و حظي ببريم. من بر اين باورم كه با قصور و كوتاهي در
امر توسعه كشورهاي مسلمان و دفاع از جوامع اسلامي، ما گناه بزرگي را
مرتكب ميشويم كه اگر تمامي اوقاتمان را نيز به نيايش و دعا سپري كنيم،
بخشيده نخواهيم شد. اگر اين دنيا متعلق به ديگران است، پس چرا مسلمانان
اوليه به دنبال آموختن هنر، علوم و مهارتهاي جنگ بودند و از اين طريق دين
اسلام را در سرتاسر دنيا رواج دادند. در صورتي كه براي آنها حفظ جايگاه
در دنياي آينده، به مراتب بهتر از تلاش بهمنظور گسترش تعاليم اسلامي در
سرتاسر دنيا بود. اگر آنها همانند مسلمانان امروزي ميانديشيدند، امروزه
بسياري از ما به آيين اسلام گرايش نيافته بوديم. حمد متعلق به خدا است،
الحمدا...، كه مسلمانان اوليه از آموزههاي حقيقي اسلام پيروي كردند. هر روز ما براي كسب حسنه و
ثواب در دو دنيا نيايش ميكنيم. ما فقط براي كسب حسنه در جهان آخرت عبادت
نميكنيم. خداوند اين دنيا را تنها براي كافران نيافريده است. اين دنيا
آفريده نشده كه مومنان دچار پسامدگي شده، خوار گرديده و مورد ظلم و ستم
قرار بگيرند. اين دنيا متعلق به ما نيز هست، ثواب و حسنه براي ما در اين
دنيا نبايد كمتر از آن دنيا باشد. گرچه جهان آخرت جاودان است، اما ما بايد
براي اين دنيا تلاش كنيم. ما در آغاز عصر اطلاعات هستيم. ما در ابتداي
جهانيشدن هستيم. زمان طولاني را از اين دو پشتسر نگذاشتهايم. ما اگر
بخواهيم ميتوانيم آن را بهدست آوريم اما اگر تعلل كنيم، دوباره بسيار
عقب خواهيم افتاد. همه ما مسلمانان خوبي هستيم
ولي اين انتظار زيادي است كه به يكباره متحد شويم و يا يكديگر را به عنوان
برادر بنگريم، (گرچه تمامي آموزههاي ديني ما تاكيد زيادي بر امر برادري
در اسلام دارند.) اما حداقل همه ميتوانيم از خطر بزرگي كه در يك دنياي
بدون مرز با آن مواجهه خواهيم شد، بترسيم و شكافهاي بين خود و ميان
كشورهاي اسلامي را كم كنيم. ما ميتوانيم تمامي علوم و
فناوريهاي جديد را بياموزيم. همچنانكه ما نبايد آموزههاي دينيمان را
ناديده بگيريم و عبادات فرديمان را ترك كنيم، بايد هميشه بهخاطر داشته
باشيم كه اسلام به ما جستوجوي علم، آمادگي براي دفاع از خود، امت و
دينمان را امر نموده است. گروه عمدهاي از ما بايد به تحصيل علوم و
مهارتهاي ضروري عصر اطلاعات بپردازيم، بهگونهاي كه به سطح پيشرفتهاي
دشمنان و مخالفانمان در اين زمينه دست يابيم. مردم ما نه تنها ناتوان
نميباشند، بلكه از نظر تعداد نيز كم نيستند. تنها پرسش مهم نحوه طراحي و
هدايت منابع انساني است. در مالزي امروزه بسياري از باهوشترين فرزندان ما
از تحصيل علوم جديد محروم ماندهاند، دليل آن هم از آنجا ناشي ميشود كه
تنها مطالعه علوم اسلامي براي فرزندان، والدين و مصلحان ناشي شايستگي به
همراه دارد. اما آنها هيچوقت از <فرد و كفايه> و نيازهاي امت
اسلامي چيزي نشنيدهاند. اينگونه رفتار كمكم به
وظيفهاي بسيار مشكل و صعب تبديل ميشود. مخالفت با تلاش از ناحيه خود
مسلمانان است، مسلماناني كه ميترسند با داناترشدن اعضاي جامعه اسلامي از
حاكميت و نفوذشان بر امت كاسته شود. اينجاست كه انگشت اتهام به سوي علوم
مدرن، به عنوان علوم غيراسلامي و سكولار نشانه ميرود و چه بسا كشورهاي
اسلامي با متهم نمودن يكديگر در وفاداري به اسلام به سرنگوني و جنگ با
هم ميانديشند. آنان از يك سو بهطور مستقيم و غيرمستقيم از افراطيون
شديد در جوامع ما حمايت ميكنند و از سوي ديگر از گروههاي ارتدوكسي حمايت
مينمايند كه خواهان علم و مهارتي كه ما بهوسيله آن از خود دفاع ميكنيم،
نيستند. راهحل در دست ما است. ما
ميتوانيم به همچشميها و رقابتهاي ناچيز ادامه داده و يا همراه با
يكديگر و حتي جدا از هم به مواجهه با تهديدات واقعي اسلام بپردازيم. بهتر
است كه در چارچوب قدرت و شايستگيمان نهضت و امت اسلامي را ارتقا بخشيده
و از آن دفاع كنيم. اگر ما دست به چنين انتخابي نزنيم، نبايد ديگران را
مقصر بدانيم. ما مسلمانان مقصريم، خداوند به وسيله قرآن كريم و احاديث ما
را راهنمايي كرده است. خدا حضرت محمد(ص) را براي ما فرستاده تا متحد شويم
و در راه راست قرار بگيريم، اما آن چيزي كه ما انتخاب كردهايم، ناديده
انگاشتن سخنان خدا است.
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 12:5 توسط ادم حسابی |
هفت غول مخابراتی دنیا یعنی Nokia ،Sony Ericsson ، NEC ، Alcatel-Lucent ، NextWave Wireless ، Nokia Siemens Networks و Ericsson وقتی صدای خطر wimax رو احساس کردند تصمیم
گرفتند برای به سرانجام رساندن 4G متحد شوند. در اصل licence گرون 4G باعث شده بود که شرکتهای
مخابراتی دنیا از جمله دو اپراتور مالزی همونطور که من خبر دارم celcom و maxis بدنبال راه اندازی wimax برند . اما wimax چیه ؟ Worldwide
Interoperability for Microwave Access در واقع تعریف کامل اش می باشد که سال 2002
برای بالا بردن فضای تحت پوشش و همچنین استفاده از شبکه هنگام حرکت اومد که اون
موقع مارکت خوبی هم براش دیدند ولی الان قضیه چیز دیگری شده. در واقع 802.16 سه
مدل داره که 802.16aدر فرکانسهای 2-11
گیگا هرتز کار میکنه ، 802.16bکه در فرکانس 5 گیگ و 802.16eکه در فرکانس 2-6 گیگ کار میکنه . همین اواخر از
خبر هایی که از ایران داشتم می دونم که ما هم wimaxرو در ایران نصب کردیم و2 ماهی که داره استفاده
میشه . اما مالزی 3 ماه دیگه تا راه اندازیش فاصله داره. تصورش رو بکنید که در حرکت بتونید با لپ تاپتون
از اینترنت استفاده کنید و دیگه محدودیتهای سیمی از بین بره چه لذتی داره نه !!
اما در مورد 4G باید بگم مضایاش خیلی بیشتره یکیش
اینه که با سرعت 250کیلومتر در ساعت هم ارتباطتون قطع نمیشه ، دیگری فضای کاور
توسط آنتنه که می تونه تا 50 کیلو متر افزایش پیدا کنه و سرعت دسترسی به شبکه تا
18 مگابیت در ثانیه میتونه برسه. برای اونهایی که معتاد اینترنت اند خبر خوشحال
کننده ای میتونه باشه . البته مضراتی هم داره که اولیش اینه وقتی ما coverageرو زیاد میکنیم در واقع توان مون رو در فرستنده هم باید
ببریم بالا که این برای انسان بسیار مضر میباشد ، البته راهکارهایی هم وجود داره
که میشه به یکیش که فاصله زیاد انسان از آنتنه اشاره کرد و دیگری مدولاسیون میتونه
راه حلی باشه برای کاهش توان.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 14:26 توسط ادم حسابی |
هستي يك اركستر موسيقي است و ما هم بايد با
آن هماهنگ باشيم. به همين دليل
است كه ذهن و دل انسان، اين قدر به موسيقي علاقه نشان مي دهد. گاهي با گوش دادن به
يك موسيقي زيبا، اين هماهنگي زيباي هستي را دوباره تجربه مي كنيد. با گوش دادن به
آثار بتهوون، موتسارت يا موسيقي كلاسيك شرقي، گويي به دنيايي ديگر سفر مي كنيم.
ديگر در حال و هواي عادي خود نيستيم و طول موج مان كاملا تغيير مي كند. تعريف موسيقي
واقعي همين است. موسيقي اي كه از وجود شما سرچشمه گرفته باشد، باعث نزول آرامش مي
شود و شادي عميقي در دل به وجود مي آورد. ممكن است درك نكنيد چه اتفاقي افتاده،
ولي بدانيد استاد بزرگ – موسيقي دان بزرگ – در حال نواختن است. هستي ريتمي خاص
دارد. اگر بتوانيد هماهنگ با اين ريتم، موسيقي بيافرينيد، كسانيكه اين موسيقي را
مي شنوند، با آن هماهنگ مي گردند. مي توان اين كار را از راههاي مختلف انجام داد.
مي توانيد كنار يك آبشار بنشينيد و به صداي آب گوش فرا دهيد و آهسته آهسته با آن
يكي شويد. چشمان خود را ببنديد و احساس كنيد با آبشار يكي شده ايد. از عمق درون
خود، اين يگانگي را احساس كنيد. سپس لحظاتي پيش مي آيد كه ناگهان حس مي كنيد اين
يگانگي رخ داده است و شادي عميقي را مي چشيد.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 7:12 توسط ادم حسابی |
لحظه تحویل سال نو ۱۳۸۷ به وقت ایران: ساعت 9 و 18 دقيقه و 19 ثانيه صبح پنجشنبه اول فروردين در ايران تحويل سال نو1387 خواهد بود. با توجه به ۴.۵ ساعت اختلاف زمانی ایران و مالزی، ایرانیان مالزی ساعت ۱ و ۴۸ دقیقه و ۱۹ ثانیه روز پنجشنبه ۲۰ مارچ وارد سال نو خواهند شد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 9:18 توسط ادم حسابی |
تلویزیون چیست و تفاوتهای ماهوی آن با سینما در كجاست؟ پیش از هر چیز، برای
جلوگیری از شبهات احتمالی باید یك بار دیگر براین نكته تصریح كنیم كه «پرسش از ذات
و ماهیت سینما و تلویزیون» را نباید با «پرسش از كارایی این دو وسیله» خلط كرد. در
تمدن كنونی جهان، راه برای پرسش از كاراییها و كاربردها كاملاً باز است، اما امكان
تفكر در ذات و ماهیت اشیاء و موجودات وجود ندارد. در جواب اینكه «آب چیست؟»، قریب
به اتفاق مخاطبان به شما پاسخ خواهند داد كه «آب تركیبی از اكسیژن و هیدورژن است».
كسی حتی احتمال هم نخواهد داد كه شما از «ماهیت آب» پرسش كرده باشید.
انسان به مفهوم كلی دارای
مصداق تاریخی است، اما افراد بشر آن همه عمر نمیكنند كه «دو تمدن مختلف و نحوهی
تبدیل و تحول آن دو را به یكدیگر» درك كنند، اگرنه، تصور این غایاتی كه ما برای
تمدن اسلامی ترسیم میكنیم آسانتر میبود. برای عموم افراد بشر اكنون تصور صورت
دیگری از حیات و تمدن جز این صورت فعلی محال و ممتنع است، آنچنان كه برای مردم قرن
شانزدهم نیز تصور صورت كنونی امكان نداشته است.
تلقی ما از
دوران كنونی همین است: «دوران گذر از تمدن قاهر شیطانی غرب به یك تمدن معنوی». بر
این اساس، هرگز نمیتوانیم تعلقی ذاتی به هیچ یك از ملزومات تمدن جدید داشته باشیم.
اما درعین حال، از آنجا كه همین وسایل هستند كه زمینهی استثمار جهانی و قهر و
غلبهی تفكر غربی را فراهم آوردهاند، بیاعتنایی ما به تكنولوژی جدید نمیتواند
مفهومی جز تسلیم در برابر شرایط حاضر داشته باشد.
تلاش ما آن است كه تمدن جدید
را در تفكر خود مستحیل كنیم و هرجا كه امكان این استحاله وجود ندارد، بر آن غلبه
یابیم. تلاش ما برای غلبه بر تكنیك، خودبهخود به معنای نفی موجباتی است كه بشر
امروز را به تسلیم نفس اماره و ترك عادات ملازم با زندگی ماشینی و تكنیكزده امكان
ندارد، اما نباید توقع داشت كه این امر بدون یك تلاش دشوار تاریخی و فراز و
نشیبهای بسیار امكانپذیر باشد.
این مبارزهی وسیع هماكنون درگیر است و
آوردگاه آن به وسعت همهی زمینهها و محدودههای گوناگونی است كه تمدن جدید در آن
فعال است. «هنر و ارتباطات اجتماعی» نیز به طریق اولی اكنون عرصهی یك نبرد نابرابر
است كه بین «مبشرین تفكر و تمدن معنوی» و «پاسبانان تفكر و تمدن منسوخ» جریان
دارد.
این نبرد، جز از یك وجه، یك نبرد نابرابر است، چراكه تمدن جدید بعد از
چهار قرن سراسر زمین و حتی جزایر دورافتادهی دریاهای دور را نیز تسخیر كرده و
ریشهی عاداتی كه در جسم و جان بشر امروز دویده است، بدین آسانیها بریده نخواهد شد
… و همان طور كه پیش از این گفتیم، تمدن غربی همهی لوازم یك چنین استیلای وسیع و
هولناكی را فراهم آورده است: سلاحهای مرگبار اتمی و شیمیایی، شبكههای جهانی
ارتباطات، سازمانهای بینالمللی و … از همه بدتر، عاداتی ریشه دوانده در جسم و
جان، عقلی اعتباری كه بعد از این قرن صورتی موجه به همه چیز بخشیده است.
اگر رماننویسی وجود نداشت، سینما هم هرگز بدین مسیر تاریخی كنونی نمیافتاد و صورت
تاریخی سینما به نحو دیگری محقق میشد. صورتهای دیگری را كه سینما به مثابه یك
واقعیت تاریخی میتوانست به خود بگیرد از نظرهایی كه در باب سینما عنوان میشود و
تعاریف مختلفی كه برای آن ذكر میكنند میتوان حدس زد: سینما به مثابه تصویر محض،
سینما به مثابه ادامهی نقاشی، سینما به مثابه یك هنر آوانگارد، سینما به مثابه یك
رسانهی ارتباطاتی و … هیچ یك از اینها عیناً همان صورتی نیست كه سینما به طور
طبیعی در طول تاریخ به خود گرفته است.
برای ادراك ماهیت تلویزیون باید سینما را
شناخت و برای شناخت سینما؛ باید دربارهی رماننویسی اندیشه كرد. سینما نسبتی بسیار
جدی با رمان دارد؛ اما كدام سینما؟ و كدام رمان؟ از آن زمان كه «ویكتورهوگو» 14 به
یك ضرورت تاریخی پاسخ گفت و فریاد زد: «صدبار میگویم: هنر برای هنر»، هنوز هم
هربار كه بحثی از هنر به میان میآید، این پرسش جواب ناگرفته خود را بازمینماید كه
«هنر برای چه؟»
علت آنكه در رماننویسی فرم نمیتواند یكسره جانشین محتوا شود این است كه از یك سو
رمان و قصه به واسطهی الفاظ خلق میشوند و «الفاظ موضوع لَهِ روح معانی هستند».
اما این یك سبب نمیتواند كافی باشد، چنان كه شعر نیز اگرچه مخلوق به واسطهی الفاظ
است، اما راهی پیموده كه به «شعر سپید» منتهی گشته است. از سوی دیگر، رماننویس به
ناچار باید به یك «طرح منسجم داستانی» وادار باشد. «كرگدن» و یا «در انتظار گودو»
نیز از یك چنین طرحی ـ هرچند مغلوب فرمالیسم ـ برخوردار هستند. اما این داستانها
از استقبال مردمی برخوردار نیستند ـ حتی در غرب. در غرب، آمار فروش كتاب اگرچه از
استقبال شگفتآور مردم نسبت به رمان حكایت دارد، اما در عین حال نشاندهندهی این
حقیقت است كه اسنوبیسم و آوانگاردیسم (!) بیماریهایی خاص جامعهی روشنفكران است و
البته مردم در غرب به بیماریهای زشت دیگری كه ملازم با جامعهی باز و دموكراتیك
است گرفتار هستند. هنوز هم بیشترین فروش از آن رمانهای ناتورالیستی 25، رمانتیك و
رئالیستی اجتماعی است، اگرچه در آنچه كه بدان «رمان نو» 26 میگویند نیز فرم در اوج
غلبهی خویش نتوانسته است این خصوصیت اصلی رمان را كه با مرگ و زندگی انسانها و
حیات فردی و اجتماعی آنها مربوط است انكار كند، چراكه «موضوع رمان» خواهناخواه
«زندگی» است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 5:43 توسط ادم حسابی |