اما اون میلی که گفتیم نمی دونیم منشا ش کجاست ، وقتی درست نگاه می کنیم می بینیم بین موجودات زنده خیلی یکسان و مشترکه . و با توجه به نظریه ی تکامل ، از یه شعور واحد سرچشمه گرفته و در طی زمان متکثر شده . بنابراین به نظر میاد که ما توسط اون میل اولیه مون بتونیم به بقیه ی موجودات زنده که با هم * هم سرچشمه * ایم متصل بشیم. یه چیزی مثل سیستم مخابرات و شبکه ی مرکزی.
اگه این کار انجام بشه دیگه زمان یا مکان دور از هم معنایی نداره. چون اون شعور اولیه و *شبکه ی شعورهای پیوسته* وابسته به زمان یا مکان نیست. برای من زیاد اتفاق افتاده که خواب آینده رو ببینم. حتی توی دو مورد اسم مدرسه ی آینده م و شکل خونه ی جدیدی که قرار بود بریم رو از قبل کاملا می دونستم. این نشون می ده که از طریقی درونی ، توالی خطی زمان می تونه برای ما بی معنا بشه. در طول تاریخ خیلی ها ادعای طی الارض داشتن ( اینکه میگم ادعا به خاطر اینه که خودم ندیدم) از مرتاضای هندی و چینی تا عرفای ادیان ابراهیمی. اما همه ی اونا توی یه مورد موافق بودن : برای اینکار باید از بعضی امیال پرهیز کرد. منتها هر کدوم به شکلی. اگه قبول کنیم که طی الارض( و موارد مشابه) شدنیه حقیقت عجیبی خودشو رو نشون می ده: برای وصل شدن به مرکز شعور و امیال ، باید کاری خلاف امیال انجام بدیم!
عرفای مذهبی این عقیده رو دارن که هر راهی برای اتصال درونی به شعور مرکزی اولا کامل نیست و دوما به درد موجودی به نام انسان نمی خوره. و این وجه افتراق دو دسته ایه که ادعای انجام این کار رو دارن. اما اینکه به طور کلی *تقوا* به معنای پرهیز کردن ، چطور و با چه سازوکاری می تونه از امیال ما راهی به دنیای بی زمان- بی مکان باز کنه ، دیگه ایده ای راجع بهش ندارم چون تابحال تقوا نداشتم که بدونم چه شکلیه!
.
در کل این حرفا یه جور نگاه خاص و یه زاویه ی دید به دنیاست. اما راستشو بخواین توی زندگی عادی من زیاد تاثیری نداره. من فقط به یه چیز ایمان دارم و اونم اینه که نباید به حقوق خودم و موجودات اطراف تجاوز کنم. نباید دل آدما رو شکست. اینکه به من ربط نداره و هر کس باید خودش مواظب باشه و ... بهونه ست. من کاری که فکر می کنم درسته رو انجام می دم، یعنی سعی می کنم انجام بدم!
+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 22:12 توسط ادم حسابی |