ديگرهراسِ من از مرگ نیست من از تولد دوباره اى از خاک با نظاره ى شيطان از هبوطِ ادم از بهشت خيال و سرزنشِ جاودانى حوا مى هراسم!ه ترس من ازان عدل ِ راستين!ه قتل هابیل در قربانگاهِ احساس و قصاص برادريست كه از نخستينِ افرينش بى دليل! ظالم بود من از ميلاد هزاران سالگی انسان در رستاخیزی شوم و جشنِ با شكوهِ تولدي دوباره می هراسم ارى هراس من از مرگ نیست من از افرینشِ انسانى چنین! هراسانم
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 11:45 توسط ادم حسابی |