تبليغاتX
دست نوشته های من - درس اول

دست نوشته های من

خاطرات یک لیدی در مالزی

موسيقي درون داراي كيفيت عجيبي است . موسيقي بيرون نياز به يك ساز موسيقي دارد . نياز به دو پارگي دارد : موسيقي دان و ساز موسيقي ، موسيقي درون دوپاره نيست ؛ موسيقي دان خود موسيقي است . موسيقي دان ساز موسيقي و همه چيز است .

موسيقي درون ، سكوت و صداي سكوت است . سكوت موسيقي خود را دارد . اين موسيقي را فقط كساني مي توانند بشنوندكه تمام سر و صداها را از سرخود دور ريخته اند . اين موسيقي رافقط مي توان باقلب شنيد نه با سر . كسي تمام وجودش سر است نمي تواند بشنود . فقط كسي كه سر شار از قلب و عشق است قادر به شنيدن آن است .

اين موسيقي پلي رنگين كماني را پيش پاي تو قرار مي دهد . نمي تواني باذهنت به چنگش آوري و در برش بگيري . بايد ذهن را كاملا دور بيندازي تا ناگهان پديد آيد .

اين هنر است : به آرامي كنار گذاشتن ذهن ، در بر گرفتن موسيقي درون و هم نوا شدن با دنياي دروني يكي بودن .

آن را ‹‹ خدا ›› ، ‹‹ حقيقت ›› يا ‹‹ دارما ›› مي خوانند و آن چيزي نيست مگر شنيدن موسيقي سكوت.

و

بياموز كه هرجه بيشتر ساكت و خاموش شوي . بياموز كه هرچه بيشتر آرام شوي . از سكوت و آرامش لذت ببر . آنها پيش قراولان عزيزترين مهمان هستند .

آنگاه در سكوتي ژرف به سر مي بري براي ميزباني خدا آماده مي شوي .

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 18:4 توسط ادم حسابی |